اخلاص نيروهاي بسيجي در جنگ
زمان جنگ بود تقريباً، با يك نوجوان 16، 17 سالهاي مصاحبه كردند كه ايشان مسئول خنثي كردن مين بود. گفتند: كه چند تا خنثي كردي؟ گفت: خدا خنثي كرده، حالا توفيقي داشتيم. هركاري كردند، نگفت. آخرش اين خبرنگار گفت: چرا نميگويي چند تا؟ از بس اصرار كرد، گفت: آقا اگر بگويم چند تا غرور مرا ميگيرد. من نزد مردم عزيز ميشوم. ميگويند: ماشاءالله! اين نوجوان اين همه كار كرده است. من نخواستم مردم نگاهشان به من نگاه عظمت باشد، ميخواستم در حال گمنام يك كاري كنم. ببينيد اين اخلاص است. البته غير اخلاص هم هست.
گاهي وقتها مثلاً يك جايي در ايام جنگ ميرفتيم. در جبهه ها صحبت كنيم. مثلاً عوض تيپ ميگفتيم: لشگر، عوض لشگر ميگفتيم: گردان. قاطي ميكرديم. ميگفت: آقا حواست جمع باشد تيپ است. ميگفتيم: ببخشيد حالا من چه ميدانم تيپ است، گردان است. يا مثلاً ميگفتيم: بچههاي فلان شهر دست بالا كنند. آنوقت آنهايي كه آن شهري بودند، دو تا دستشان را بالا ميكردند كه بگويند: مثلاً آمار شهر ما بيشتر است. اينها خيلي مشكل است. يعني شيطان در محراب ميرود. زير عمامه ميرود. در جبهه ميرود. در اشك ميرود. آدم گريه ميكند ولي پشت اين اشك اخلاص نيست.
قرآن ميگويد: آن گريهاي ارزش دارد كه پشتش يك معرفتي باشد. «الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا» (مائده/83) دمع يعني اشك، «مما عرفوا» يعني براساس معرفت.
بحث ما بحث اخلاص است. الآن در آستانه محرم است. يك جا كه دعوت ميكنند برويم. طي نكنيم. چه مداح، چه طلبه! معمولاً هم طي نميكنند ولي خوب تك و تايي گاهي افراد از هر صد تا ممكن است دو نفر سه نفر طي كنند. طي كردن كار بدي است. طي نكنيم. هركس اول دعوت كرد او را قبول كنيم. سوا نكنيم. اي اينجا يا آنجا! اگر رزق شما نباشد، طي كني و پول كلان هم بگيري، از گلويت پايين نميرود، يك مسألهاي پيش ميآيد كه پول حذف بشود و از بين برود. بنابراين موضوع بحثمان اخلاص است و دربارهي اخلاص صحبت كنيم. نشانههاي اخلاص را خدمت شما بگويم كه ببينيد چيست. يك صلواتي بفرستيد (صلوات حضار)
